من و تو .. - تاریخ: 1401/5/30 ساعت: 16:16
[unable to retrieve full-text content]من و تو احتمال بی تکرار عالمیم، کامجو و کام بخش لحظه هایت باش ...
هیچ .. - تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 18:02
هیچ،  واژۀ عجیبی استهیچ را هر رنگی که بزنی باز هم هیچ استگاهی برنگ بهار است، گاهی پائیز گاهی برنگ شادی است و برنگ زندگیو گاهی غم،هر واژۀ بی معنایی در هیچ معنا میشودو یا واژه های پرمعنا وقتی به هیچ می رسند تهی میشوندهیچ، نقطه ای است که در آن صفر و صد به هم می رسندو یک با بی نهایت فرقی نداردهیچ، واژۀ ...
داستان زندگی .. - تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 18:02
کودکی را تصور بکنید که وارد بازار بزرگ اسباب بازی ها میشوداین بازار چنان بزرگ و اسباب بازی ها چنان متنوع هستند کهاین کودک اگر تا آخر عمر بخواهد می تواند هر لحظه یک اسباب بازی تازهو جذابی داشته باشد، این همان داستان زندگی ما انسان ها است ... Adblock test (Why?)
نفس های بی رمق .. - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:45
شب های گرم و روزهای سرد،شهری مه آلود و مردمانی منگ،نفس هایی که هر روز تنگ تر و تنگ تر می شوددرختانی غرق در دود و تاریکی، و زندگی های رو به پایان،سکوتی گم شده در هیاهوی بی هدفو مرگی که با نفس های بی رمق،رنگ زندگی به خود می گیرد ... Adblock test (Why?)
تو را می خوانم .. - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:45
تو را می خوانم به پایان جاده های تاریک،آنجا که شاید، سوسوی شمعی ما را بخود می خواند،آنجا که شکوفه ای در انتظار ماست،یا پرنده ای تنها به شوق بهار ما را صدا می زند،تو را می خوانم به جایی که آفتابش فروزان است و مردمانش معمولی و زندگی ها شاد،سرزمینی که خداوندگارش به فکر دریاهاستو دشتهایش از باران سهمی د...
این بار .. - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 2:45
اینبار اگر من و تو دست در دست هم دهیمهیچ  لاله ای  نخواهد  روئید، از پیوند دستان ما اینباردرختان خشکیده شکوفه خواهند داددشتهای بی حاصل سرسبز خواهند شدآسمان در شادی این بیداریباران را به ما هدیه خواهد کردو ما اینبار اندیشه ها را آب خواهیم دادو خیال و توهم را از ذهن ها خواهیم زدود ... Adblock test (Wh...
خیال رویا پرور .. - تاریخ: 1399/7/23 ساعت: 8:06
خیال رویا پرور مرا گریزی از خواب نیستقصه گویی که مدام اندرون من نجوا می کند،مرا به ژرفنای شیرین افسانه ها می برد،از مرز جنون میگذرم، با کابوسهای ترسناک در می آمیزمو آنگاه سر از دفتر نقاشی کودکی معصوم در می آورمتا شاهد تجلی دوزخی باشم که با تولد رقم خورده است ...Let's block ads! (Why?)
مرگ .. - تاریخ: 1399/7/23 ساعت: 8:06
مرگ را رنگ ابهام میزنمتا خستگی هایم را زیر چتر آن پنهان کنمسرمست از شوق رهایی آغوش به نیستی می گشایمو دمی بعد چون تکه ای کاغذ،سبک بال، سوار بر موج بادرقص کنان پرواز میکنم و ترنم دل انگیز آرامش را در سکوت به تجربه در می آورم،من خود خواسته احساس را به قربانگاه می برم تاعطای هستی را به لقایش تسلیم کنم ...
انسان .. - تاریخ: 1399/7/23 ساعت: 8:06
انسان حیوانی مدرن است کهتوانسته واژه های زیبایی چونعدالت، حق و حقوق، انصاف واحساس را بیآفریند و سپسآنها را با توجیهات زیباتری به نفعخود دفن نماید ...Let's block ads! (Why?)
حقیقت .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0هرکسی آمد و دم از حقیقت زد و رفتبی آنکه بداند حقیقت نفس هایی بودکه می کشید و قدمهایی بود که برمیداشت ...xa0
چشم براه .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0کوچه ها بن بست، خانه ها سردچهره ها افسرده و دلها تنگزمان پیچیده و آینده مبهمروزها به مانند شب و شبها بلندکسی حالش بهتر از ما نیستدرون سینه ها خون وروی گونه ها اشک جاریستچادر سفید زمستان گلxa0قرمز داردهمه در انتظار بهار وبهار چشم براه پرستوهاست ...xa0
نشان پیروزی .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0ریگی به چشم و خاری به دستزخمی به پا و استخوانی در گلونفسها در شماره و سینه ها پر سوزهوا غریبانه سرد است،xa0 امادانه های عرق مثل مرواریدxa0بر پیشانی آدم برفی نقش بستهدلها جای خون امید را بر جانها می دمندسرهای پر شور تن های زخمی را نوید میدهنداینها همه نشانۀ پیروزی است ...xa0
نقطۀ کور .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0وقتی ایستاده ای و در قدرت هستیهمه دور و برت جمع میشوند و تو را بحساب می آورنداما زمانیکه از پا می افتی و زمین گیر میشویxa0در ابتدا از روی ترحم باز دور و برت شلوغ میشودو آندم که نتوانستی دوباره سرپا بایستیبزودی همه از تو خسته میشوند ورهایت میکنند تا به درد خود بمیریدرست همانکاری که حیوانات با همدی...
چشمان سرخ .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0بازوان خسته، ذهن بیمار، زبان کوتاه وچشمان نا امید چگونه میتوانند از ستاره هابرای دخترکان گلی بسازند یااشکی از چشمان سرخ برگیرند،آنکه مرا بر این جهان آورد خود ندانستاز برای چه نفس می کشد وقصه تا انتها اینگونه بوده است ...xa0
روسری گل دار .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0روسری گل دار بر سر دخترک تنهاو نسیمی که هر از گاهموهای او را آشفته می سازدو چشمانی که در انتظار تو اشک می ریزدبا نگاهی که از لای پنجرۀ نیمه بازبهار را فریاد می زندهمه و همه برگی از داستان زندگی است ...xa0
هستی و نیستی .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0هستی تفرجگاه نیستی ونیستی استراحتگاه هستی استبدون نیستی، هستی کسالت بار و خسته کننده استو بدون هستی، جهان خاموش و تاریک استوقتی که از بودن خسته میشویم به دامن آرام نبودن پناه می بریمو در سکوت روح نواز آن می آساییمxa0در بطن نیستی، رنگ هستی خودنمائی می کندآفتاب درخشان می شود،xa0صدای پرندگان گوش نوا...
آدم که .. - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 5:48
xa0آدم که پیر میشودخیلی چیزها برایش بی معنی می گردندانگار که بازی رو به پایان است وxa0قوانین سفت و سخت اولیه رنگ باخته اند ...xa0
سلام بر .. - تاریخ: 1398/10/17 ساعت: 12:01
xa0سلام بر قاصدک های اسیر طوفانسلام بر دانه های برفی که بر کنگرۀxa0دیوارxa0فرسوده می نشینندسلام بر زمستان، سلام بر سنگفرش خیابانهایxa0یخ بستهای شبهای سرد و دلگیرای آسمانxa0بی مهتاب، ما اگر شده با تن های بی جانبه انتظار بهار خواهیم نشست حتی اگر پرنده ای نیآید وگلی نشکفدxa0...xa0xa0
چمن .. - تاریخ: 1398/9/25 ساعت: 16:56
xa0چمن از وجود باران است ولی،باران هرگز بخاطر چمن نمی بارد ...xa0
افکارم .. - تاریخ: 1398/8/17 ساعت: 2:16
xa0افکارم در اسارت است و جسمم آزادمن زندانی جان خویشم که از دریچۀچشمانم آزادی را به سخره می گیرم ...xa0

برچسب‌های مرتبط

به کجا باید رفت | به کجا باید رفت بعد از آن خاطره ها | به سفر باید رفت | به كجا بايد رفت | ناامید از در رحمت به کجا باید رفت | گاهگاهی که دلم میگیرد میگویم به کجا باید رفت | شعر به کجا باید رفت | برای طلاق به کجا باید رفت | دل که تنگ است به کجا باید رفت | بعد از این چند صباح به کجا باید رفت؟