ریگی به چشم و خاری به دست
زخمی به پا و استخوانی در گلو
نفسها در شماره و سینه ها پر سوز
هوا غریبانه سرد است، اما
دانه های عرق مثل مروارید
بر پیشانی آدم برفی نقش بسته
دلها جای خون امید را بر جانها می دمند
سرهای پر شور تن های زخمی را نوید میدهند
اینها همه نشانۀ پیروزی است ...
برچسب:
نویسنده: پارسا فراهانی