خاطرات زرد

متن مرتبط با «نگاهم به جاده» در سایت خاطرات زرد نوشته شده است

خوشا به حال آن روزها ..

  • نیلوبلاگ

    خوشا به حال آن روزها که در دفترم زندگی بودشادی بود غم بود شور کودکانه بود امید و جوانی بود،خلاصه یک دنیایی بود که می شد نفس آدم ها را احساس کردگل ها را بوئید، پائیز را گریست،زمستان را مثل یک شاخۀ عریان در دل شب لمس کرد،تو گویی زندگی در دفتر من همچو باغی بود از باغ های بهشت ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • بهشت جاوید ..

  • نیلوبلاگ

    روزی فرا خواهد رسید که انسانها با درک مشترک خودپای بر روی ترسها و نیازهایشان خواهند گذاشت و آنبهشت جاوید را در زمین محقق خواهند ساخت و آن روزی استکه اخلاق در جامعۀ بشری بی هیچ واهمه و چشم داشتی ازآینده یا از کسی نهادینه خواهد شد و بدین ترتیب آرزوی بشربرای رسیدن به کمال، جامۀ عمل خواهد پوشید ......

    ادامه مطلب
  • نوید بهار ..

  • نیلوبلاگ

    این روزها تنگ غروب که میشود آفتاب بی رمق پائیز میهمان کوچه میگردد پریشان بر شاخه های زرد می نشیند و نوید بهار میدهد ......

    ادامه مطلب
  • به یاد ..

  • نیلوبلاگ

    گنجشکهای روی درخت را هزار بار شمرده ام به یاد درس حساب مدرسه ......

    ادامه مطلب
  • به کجا باید رفت ..

  • نیلوبلاگ

    دلم تنگ است مثل قناری در کنج قفس در غروب بی کسی و بی فردایی نفسهایم مثل خرگوش ترسو، کوتاه و تند است من اسیر بودنم، در اضطراب رفتن زمین را چنگ میزنم من پرستوی عاشقم،مست و غریب تک درخت صحرای بی رهگذر، مامن و پناه من است آمدنم برای ماندن بود، ماندنم برای رفتن شد من از رفتن می هراسم، رفتن فقط پرواز نیست مقصــــــــــــــــــــــــــدی باید مقصد من گم شده در فرداهای نامعلوم، راه را نمی شناسم،شوق رفتن ندارم لاکن باید رفت، من از اسباب سفر دو پای لنگ دارم و گاهی دلی پر از شوق اما نمی دانم چگونه باید رفت، کجا باید رفت ... ...

    ادامه مطلب
  • به نگاهم ..

  • نیلوبلاگ

    به نگاهم اعتباری نیست احساسم خط خطی ست خوابهایم همه آشفته و ناتمام است دفتر خاطراتم پاره و پوسیده است نوشته هایش همهدلگیر و پر بهانه مثل دفتر عشق تو مثل غروب دریای غم مثل ... در سایۀ درخت کهنسال سوخته از خشم آذرخش من مشقهای نا تمام خود رابی نهیب معلم دلسوز و بد اخلاق به پایان میبرم اما در حسرت خودکار قرمز رنگآموزگار قلبم از تپش وا میماند وچشمانم در آرزوی آن روزهای سخت اما شیرین مثل خیابانهای خیس بهار تر میشود ... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    به کجا باید رفت | به کجا باید رفت بعد از آن خاطره ها | به سفر باید رفت | به كجا بايد رفت | ناامید از در رحمت به کجا باید رفت | گاهگاهی که دلم میگیرد میگویم به کجا باید رفت | شعر به کجا باید رفت | برای طلاق به کجا باید رفت | دل که تنگ است به کجا باید رفت | بعد از این چند صباح به کجا باید رفت؟