به نگاهم اعتباری نیست
احساسم خط خطی ست
خوابهایم همه آشفته و ناتمام است
دفتر خاطراتم پاره و پوسیده است
نوشته هایش همه دلگیر و پر بهانه
مثل دفتر عشق تو
مثل غروب دریای غم
مثل ...
در سایۀ درخت کهنسال سوخته از خشم آذرخش
من مشقهای نا تمام خود را بی نهیب معلم دلسوز و
بد اخلاق به پایان میبرم
اما در حسرت خودکار قرمز رنگ آموزگار
قلبم از تپش وا میماند وچشمانم در آرزوی آن
روزهای سخت
اما شیرین
مثل خیابانهای خیس بهار
تر میشود ...
برچسب: به نگاهم خوش آمدی,به نگاهم خوش آمدي,نگاهم به جاده,نگاهم به دنبال خط غباری است,نگاهم به دور دست,نگاهم به نگاهی نگران است,نگاهم به نگاهت نگران است,نگاهم به آسمان است,نگاهم به نگاهت,نگاهم به,
نویسنده: پارسا فراهانی