خاطرات زرد

متن مرتبط با «احوال ما» در سایت خاطرات زرد نوشته شده است

گوشه ای از آسمان ..

  • نیلوبلاگ

    ادبی ، فلسفی ، اجتماعی گوشه ای از آسمان در حصار برکۀ شب اسیر بودو من به امید فردا، دور ستاره های پر نور خط می کشیدم ... نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 14:11 توسط علی شهلوی ( تنهــــــــــا )  |  ...

    ادامه مطلب
  • دیر زمانی است ..

  • نیلوبلاگ

    ادبی ، فلسفی ، اجتماعی دیر زمانی است که با کفش هایم به گفتگو ننشسته امگل ها را از نزدیک به خلوت خود نخوانده امزندگی مور را به دقت دنبال نکرده امای کاش زندگی ابدی بود و تازگی جاودانولی چه کنم که نیست و زندگی همین یک دم استگاهی به رنج و گاهی به شادیو ما همچنان اسیر و گرفتار آن ... نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۴ ساعت 19:26 توسط علی شهلوی ( تنهــــــــــا )  |  ...

    ادامه مطلب
  • ما آمدیم ..

  • نیلوبلاگ

    تو روئیدی و من زاده شدمهر دو آمدیم اما نه بخواست خود،شاید بخواست دیگرانیکی گل می خواست و تو آمدیدیگری وارثی، و من آمدمنه کسی تو را می خواستو نه کسی به انتظار من نشسته بودیکی گل می خواست و دیگری وارث،ما آمدیم و نام و نشان گرفتیم و عزیز گشتیمو روزی خواهیم رفت و دیگران خواهند آمداما نه بخواست خود، بلکه باز، بخواست دیگران ... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • چشمان سرخ ..

  • نیلوبلاگ

    بازوان خسته، ذهن بیمار، زبان کوتاه وچشمان نا امید چگونه میتوانند از ستاره هابرای دخترکان گلی بسازند یااشکی از چشمان سرخ برگیرند،آنکه مرا بر این جهان آورد خود ندانستاز برای چه نفس می کشد وقصه تا انتها اینگونه بوده است ......

    ادامه مطلب
  • گرگی که خود مادر است ..

  • نیلوبلاگ

    عمر کوتاه و شبها تیره و طولانیماه تو خالی و آدمها همه پوشالیپناه من از زندگی، شده خوابهای پر از کابوسلحظه ها تیری است که خطا میروداندیشه نسیمی است که بر تن آدم تب دار می وزدعشق سرگرمیکودکانه در دست بزرگان استزندگی موهبتی است بر رندانجاهلان زجه زنان امید را نشخوار میکنندزندگی در کالبد فقرا یخ بسته استآنانکه سری به تن دارند کامشان رواستخدایا نکند بره ای نیآمده اسیر گرگ گردداین هم دعای مادرهاستو گرگی که خود مادر است چه کند ......

    ادامه مطلب
  • جماعت خفته ..

  • نیلوبلاگ

    به باد بگوئید از باغ بی برگ چنان بگـذر که سکوت غریبانه اش تـــــرک بر ندارد، شاید که باران بخواهد وبلاگ جماعت کلمه وبلاگ خفته کلمه را بیآزمــــــــــاید ... ...

    ادامه مطلب
  • احوال ما ..

  • نیلوبلاگ

    ریشه در خون و سر در آسمان دستها برسینه و نگاهها سرد مردمان همه خاموش و خمود کفترها بی حوصله و رنجور چراها بی پاسخ زبانها کوتاه همه دربدر و آوارۀ نان جمعی در حسرت شعور هرکسی تاج ادعایی دارد مرگ مقدس است نه برای همه گورستان آرامگاه فقیران است دنیا آرام جان اغنیا و رندان مردم بمانند طبل، بزرگ و تو خالی اند آنانکه میدانند اسب طرب می تازند و آنانکه نمی دانند دل در گرو رویا دارند ... ...

    ادامه مطلب
  • چشمان خیال انگیز ..

  • نیلوبلاگ

    من به شب نمی اندیشیدم من به خورشید امیدوار بودم من با نسیم می رقصیدم من هرگز سکون را دوست نداشتم من پسری شاداب بودم درمیان برفها با گنجشکها بازی می کردم به یکباره شکستم مثل یک درخت تنومند زیر برف تو مرا شکستی نه تو بلکه چشمان خیال انگیز تو ... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    احوال مایکل شوماخر | احوال ما فى النحو | احوال ما برق جهان است | احوال ما | احوال ماليزيا | احوالي متسرش | احوالي ما تسرش | احوال مايكل شوماخر | احوال مايا الصعيدي | احوال مالي