ریشه در خون و سر در آسمان
دستها برسینه و نگاهها سرد
مردمان همه خاموش و خمود
کفترها بی حوصله و رنجور
چراها بی پاسخ
زبانها کوتاه
همه دربدر و آوارۀ نان
جمعی در حسرت شعور
هرکسی تاج ادعایی دارد
مرگ مقدس است نه برای همه
گورستان آرامگاه فقیران است
دنیا آرام جان اغنیا و رندان
مردم بمانند طبل، بزرگ و تو خالی اند
آنانکه میدانند اسب طرب می تازند و
آنانکه نمی دانند دل در گرو رویا دارند ...
برچسب: احوال مایکل شوماخر,احوال ما فى النحو,احوال ما برق جهان است,احوال ما,احوال ماليزيا,احوالي متسرش,احوالي ما تسرش,احوال مايكل شوماخر,احوال مايا الصعيدي,احوال مالي,
نویسنده: پارسا فراهانی