
ریشه در خون و سر در آسمان دستها برسینه و نگاهها سرد مردمان همه خاموش و خمود کفترها بی حوصله و رنجور چراها بی پاسخ زبانها کوتاه همه دربدر و آوارۀ نان جمعی در حسرت شعور هرکسی تاج ادعایی دارد مرگ مقدس است نه برای همه گورستان آرامگاه فقیران است دنیا آرام جان اغنیا و رندان مردم بمانند طبل، بزرگ و تو خالی اند آنانکه میدانند اسب طرب می تازند و آنانکه نمی دانند دل در گرو رویا دارند ... ...
ادامه مطلب