
شکم هایگرسنه فلسفه نمیداند آفتاب بر چهرۀ عبوس کارگران لبخند نمیزند تاریکی از نگاه کسی که میگریزد ترسناک نیست هیچ دیواری برای جویندگان نان بلندتر از دیوار شرمساری نیست پاگنده ها را خیالی نیست از اینکه پا بر سر که میگذارند درخت سنجد چون قانع است آب به تقلا مینوشد و آب در پای نیلوفران شبزنده داربه تمنا جاری است زمین بی وقفه میچرخد و تنها قربانی این گردش تا ابد عدالت خواهد بود چیزی که انسان با اخلاق هرگز نخواهد پذیرفت ... ...
ادامه مطلب