
کسی بفکر آئینه ها نیست رخسار خاکی و دلها مکدر و آسمان برنگ دود آئینه ها خفته در زنگار تاریخ کسی بفکر آئینه ها نیست ما میرویم و خوب و بد میماند تا ابد، در ستیز بی معنا زندگی خاطره میشود، از من و تو جز عکس کهنه ای در قاب شکسته نمی ماند دستی اگر بر سری کشیده شود، شاید، ولی باز کسی بفکر آئینه ها نیست ... ...
ادامه مطلب