خرید بک لینک

وقتی تو رفتی سنجاقک های برکه پرواز نکردند

غـــــــــــم آنها به سنگینی غروب بود

وقتی تو رفتی قاصـــــــدکها

دور ماه افتاده در آب، آنقدر گشتند تا غرق شدند

با رفتن تو سکوت آمد غم آمد اشک و سوز آمد

خانه بی تو دلگیر و گلها همه پژمرده اند

عکس تو دیگر روی دیوار نیست تو چنان آهسته رفتی

که جای تو در رویای من خالیست

بی تو غربت پائیز را چگونه سر خواهم کرد

خاموشی زمستان را با کدامین شمع روشن خواهم کرد

با رفتن تو همه آسوده گشتند

فقط کوچه گاهی،

دلتنگ صدای قدمهای تو است ...

برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 2:33

صفحه بندی