خرید بک لینک

چرا کسی حالی از بوتۀ رسته در کنار جاده نپرسید

یا از سنگ خفته در آغوش آن،

چرا کسی نپرسید حالی از تیر ایستاده در کنار خیابان

و یا از سار خسته و تنها نشسته بر آن

از دانه های برف رقصان به زیر نور چراغ،

کسی نپرسید داستان شب پر غصه را

بگذار من بگویم قصۀ این دل دردمند را

که به آواز هر پرنده در سوگ بهار،

سالها گریسته ام ...

برچسب: نویسنده: پارسا فراهانی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 19:38

صفحه بندی