ماه در میان قاب شب اسیر است و
من در میان واژه ها، هر چه میآموزم
حصارم تنگ تر میشود، گویی اندیشه
و جان، نسبت عکس دارند هرچه
آن فربه تر این یکی نحیف تر میشود
برای دلخوشی کنار تختم روی دیوار
درخت پرتقال کشیده ام
روی دیوار روبرو شعر بهار را برنگ ارغوان نوشته ام
ماه را کنار ستاره ها آزاد کشیده ام
نمیدانم چرا باز پشت پنجره گلها
به سیاهی میزند ...
برچسب:
نویسنده: پارسا فراهانی