از در شکستۀ باغ کسی نمی گذرد
کسی دلش به حال بنفشه ها تنگ نمی شود
هیچ عاشقی به پروانه ها دل نمی بندد
کوچه سرد است و بازار بی رونق
عید از این دیار غریبانه می گذرد
روزهای ما چو شب و شب هایمان همه کابوس
چرا نمی شکند این سد و نمی برد آب این تباهی را ...
برچسب:
نویسنده: پارسا فراهانی