
زندگی یعنی ساختن راهی در میان کوه ها تا بآسانی از آنجا گذشت، و من هیچگاه معنا و لذت نهفته در این کار را درک نکردم ......
ادامه مطلب
کفشهایی نو در انتظار گام هایی برای رفتنیا کلاهی که چشم براه مردی آرام و با وقار،در گوشه ای ایستاده استو خاطرات سوخته ای که دل را بمانند آجری کهنهدر دیوار می فشارند، همه گویای یک حقیقتندکه زندگی در گذر است ... بخوانید...
ادامه مطلب
کودکی را تصور بکنید که وارد بازار بزرگ اسباب بازی ها میشوداین بازار چنان بزرگ و اسباب بازی ها چنان متنوع هستند کهاین کودک اگر تا آخر عمر بخواهد می تواند هر لحظه یک اسباب بازی تازهو جذابی داشته باشد، این همان داستان زندگی ما انسان ها است ... بخوانید...
ادامه مطلب
نه زندگی کردیم نه توانستیم کسانی راکه زندگی می کنند یک دل سیر تماشا کنیم، همانند ماهی به تنگی عادتمان دادند و به ما آموختند که زندگی با مرگ میسر می شود ای لعنت بر این زندگی ... ...
ادامه مطلب
بسیار تلخ است اینکه بدانی هستی و روزی نخواهی بود و بــودنت با رنج همراه باشد و نبودنت با یاس، و همۀ این وبلاگ بازی کلمه ها نامش باشد وبلاگ زندگی کلمه ... ...
ادامه مطلب
موج می زند در نگاه مردم شهر، غریبی و اندوه و غمگویی پر کشیده اند، همه پرندگان این دیار انگار زمستان سرد در غیاب برف، همه را به صلابه بسته است دل مردمان به هیچ حدیثی گرم نمیشود رهگذری که از این کوی بگذرد، در کوله بارش دنبال خاطره می گردند خنده های کنار جوی آب را، از دفتر مشق کودکانه می جویند بوی نا...
ادامه مطلب
ما بازیگران قابلی هستیم، براحتی نقش عوض میکنیم بزودی رنگ میبازیم، اگر دشنه ای بر قلبمان فرو رود آنرا توجیه میکنیم، تنها کاری که از انجام آن عاجزیم پافشاری بر منطق و احقاق حق است، ما ترجیح میدهیم نان را به هر قیمتی که باشد بدست آوریم و عافیت را با هیچ چیزی عوض نکنیم ... ...
ادامه مطلب
کسی بفکر آئینه ها نیست رخسار خاکی و دلها مکدر و آسمان برنگ دود آئینه ها خفته در زنگار تاریخ کسی بفکر آئینه ها نیست ما میرویم و خوب و بد میماند تا ابد، در ستیز بی معنا زندگی خاطره میشود، از من و تو جز عکس کهنه ای در قاب شکسته نمی ماند دستی اگر بر سری کشیده شود، شاید، ولی باز کسی بفکر آئینه ها نیست ... ...
ادامه مطلب